عدم تفاهمى در كار نيست؛ آنها كاملاً ما را ميشناسند، كما اينكه ما آنها را كاملاً ميشناسيم. ما طبيعت و خوى استكبار را ميشناسيم؛ ميدانيم كه آنها زير ظاهر مخملينى كه بر روى پنجههاى خشن خود، بر روى چنگالهاى خونين خود كشيدهاند، چيست؛ اين را ما ميدانيم، مىبينيم. ما به ادكلن و كراوات و ظاهر شيك آقايان هرگز فريب نخوردهايم؛ باطنشان را ديدهايم.(۳)
صورت قضيه اين است كه بيائيد مذاكره كنيم؛ اما در كنار مذاكره، تهديد؛ كه اگر مذاكره به اين نتيجهى مطلوب نرسد، پس چنين و چنان! اين شد مذاكره؟! اين همان رابطهى گرگ و ميش است كه امام گفت: رابطهى گرگ و ميش را ما نميخواهيم. بيائيد بنشينيد با ما سر ميز، مذاكره كنيد بر سر فلان موضوع؛ مثلاً بر سر موضوع هستهاى، ليكن شرطش
برچسب:
نویسنده: بالا محسن
تاريخ: 2013-03-03T02 ساعت: :